تبلیغات
دروس مرمت و معماری - کاج و باغچه...
دوشنبه 22 اردیبهشت 1393

کاج و باغچه...

   نوشته شده توسط: سامان كارگر    نوع مطلب :نوشته های من از ... ،قاب زندگی ،

مگه ما چند بار زندگی می کنیم؟  زندگی توی خونه ای که حیاط نداره، حیاطشم باغچه نداره، باغچه ش هم درخت کاج نداره چه لذتی داره؟ و حیف که این لذت رو از آیندگانمون زیاد می گیریم...

شاید 10 سالم بود. خونه مون توی خیابون نشاط و کوچه ی قصر منشی بود. قبلا هم گفته بودم. از محله های قدیمی شهر. حس خوبی داشت. حس تکمیل کنندش حیاط خونه بود. و باغچه ای که توش درخت سیب و انگور و کاج داشت....   باغچه کوچیک بود اما بسیااااااااااااااار خاطره انگیز و باصفا. و یکی از تفریحهای ما ـ علاوه بر اغلب تفریحاتمون که توش حیاط نقش داشت ـ توی این حیاط و توی این باغچه بود. چه گل بازی هایی که نکردیم. چه سفالگری هایی که ـ به زعم خودمون و در عالم بچگی ـ با گل های باغچه نکردیم. اما یکی دیگه از خلاقیتهای بچگی، ساختن قایقهای کوچیک و ساده ای بود که با پوستهای خشک شده ی درخت کاج درست می کردیم.... قایق هایی که تمام حس سازندگی، خلاقیت، بزرگی و ... ما رو راحت توی خودش جا می داد و روی آب توی حوض به حرکت در می اورد...


خونه ای که حیاط نداشته باشه "بچگی" نداره... خونه ای که باغچه نداشته باشه "بچگی" نداره... و خونه ای که درخت کاج سر به آسمون کشیده نداشته باشه هم "بچگی" نداره...


هدایت به بالای