تبلیغات
دروس مرمت و معماری - چارشنبه سوری...
چهارشنبه 27 اسفند 1393

چارشنبه سوری...

   نوشته شده توسط: سامان كارگر    نوع مطلب :نوشته های من از ... ،



یه کتابفروشی جلوی دفتر شرکتمون هست همه چی داره. وقتی بارون میاد یهو کلی چتر آویزون می کنه دم در مغازه و کاغذ می نویسه که «چتر رسید». لامپ بخوای داره، لواشک آلوچه! ماهی قرمز عید! سبزه! چسب آکواریوم! و هرررررررررررر چیز دیگه که بخوای.


صبح رفتم دم مغازه کاغذ آ4 بگیرم. میبینم روی ویترینش فشفشه گذاشته. 
من: اینا چیه؟
ایشون: فشفشه چارشنبه سوری.
من: دیشب بود که. مگه تموم نشد؟
ایشون: بعضیا قضاش رو امشب بجا میارن!
من:!!!!
مجددا من: مجازه؟
ایشون: بله بله. اینا مجازه. جنسای ما همش مجازه.
مجددا ایشون:اون پیازی هاش و سیگارتها و ... غیر مجازه.
من: جالبه
ایشون: البته غیرمجازش رو هم بخواید داریم...

من:


البته خیالم راحته. اگه خدایی نکرده مورد اورژانسی پیش بیاد و احیانا نیاز به کپسول اکسیژن، شوک الکتریکی و ... باشه، با حضور «ایشون» در نمی مونیم کلا.

یزد. سامان 27.12.93


هدایت به بالای