تبلیغات
دروس مرمت و معماری - دریافت های محیطی...
سه شنبه 29 دی 1394

دریافت های محیطی...

   نوشته شده توسط: سامان كارگر    نوع مطلب :نوشته های من از ... ،








مراسم مدتیه که شروع شده. مداح هم در حال صحبته. حس خاصی داره این مراسم. گاهی نمیدونم باید توش چیکار کنم. گزیری هم نیست. گاهی باید رفت و دید. میگن این احترامه به درگذشته. اما من فکر می کنم این احترامیه به بازماندگان. چون احتمالا باعث آرامش اینها میشه نه درگذشته. توی این زمانهای ناگزیر، از اون قرآنهای بخش بخش شده و حزب حزب شده بر میدارم و می خونم. به خودم فکر می کنم و به دنیای خودم...

آقای میانسالی از جلوی صندلیم رد میشه و کنارم میشینه. یه دختربچه ی خوشکل و شاد هم بغلشه. به نظر 3،4 ساله میاد. پدر هم قرآنی رو بر میداره و شروع می کنه به خوندن. و با انگشت خط میبره. دختر به باباش نگاه می کنه و بعد به قرآن. و شروع می کنه مثل پدرش با انگشت اشاره خط بردن...

قسمت اول مراسم تموم میشه مداح شروع به دعای پایانی می کنه: 
- پروردگارا، ................... بفرما
- آمین
دست همه به علامت دعا بالا میره. دختر، به پدر نگاه می کنه و دستای کوچیکشو بالا میاره. من هم دستام رو بالا می برم
- پروردگارا، .....................بفرما
- آمین

... دختر بچه به باز به باباش نگاه می کنه و لبهاش رو تکون میده و آوایی شبیه آمین میگه... من هم آمین می گم.

و نوبت به "سلام" پایانی میرسه. همه پا میشن و رو به قبله می ایستند. بعد از سلام اول پشت به قبله و ...

و حضار دست به سر میزارن...


دختر بچه هم "دست به سر" میزاره... من هم دست به سر میزارم...


اون نمی دونه چرا این کار رو می کنه. فقط از اطراف این رو دیده و گرفته. من هم...


تهران 94.10.29





هدایت به بالای